در مورد شایعترین شکایت در کل پزشکی صحبت میکنیم: یعنی درد. شکایتی که شاید بتوان آن را فریاد بدن برای کمک دانست.
اما واقعاً چطور درد را بهتر بشناسیم؟ مگر یک شکل درد داریم؟
دنیای اطراف ما سرشار از اطلاعات متعدد و پراکنده است. درک چنین دنیایی و تصمیمگیری در دنیای با این حجم از اطلاعات برای ما (و پیشینیان) سخت و چالشبرانگیز بود.
از این رو بشر شروع به طبقهبندی کرد؛ به این صورت که در هنگام مشاهده پدیدهها سعی میکرد آنها را برحسب ویژگیهای مشترکشان در یک دسته قرار دهد و برحسب تفاوتهایشان از گروههای دیگر متمایز کند.
اتفاقاً از لحاظ فرایندهای ذهنی، گفتن شباهت کار سختتری است از گفتن تفاوت. این موضوع را در هنگام معاینه بیماران دمانس به خوبی متوجه خواهید شد.
برای مثال نیاکان شکارچی-گردآورنده (hunter-gatherer) ما را در نظر بگیرید که در هنگام مواجهه با نوعی میوه قرمز، کوچک و گرد باید تصمیم میگرفت که این ماده به توتهای خوراکی که پیشتر میشناخت شبیهتر است یا میوههای سمی.
هدف او از این طبقهبندی قرار دادن راحتتر اطلاعات جدید در چارچوب دانستههای پیشین و پیشبینی راحتتر ویژگیهای اعضای هر دسته بود، تا در نهایت بداند از هر کدام از چیزهایی که پیشروی او قرار میگیرد چگونه استفاده کند.
مهمترین ویژگیها که یک طبقهبندی را از لیستی از اسامی متمایز میکند، معیاری است که منجر به تمایز اجزای گروهها از یکدیگر میشود.
این عبارت ممکن است ساده و بدیهی به نظر برسد ولی بارها پیش آماده که ما آنقدر به دستهبندی اطلاعات و یا حفظ کردن دستهبندی دیگران عادت کردهایم که فراموش میکنیم معیار این دستهبندی را از خود بپرسیم.
به تبع آن نمیدانیم کاربرد این اطلاعات چیست و در زمان مواجهه با مصادیق آن (حتی بر فرض اینکه اطلاعات در ذهنمان مانده باشند)، نمیدانیم چگونه باید آنها را به کار بگیریم.
از این رو ما در مدرسه پزشکی سعی میکنیم، در هنگام معرفی طبقهبندیهای مختلف، علت شکلگیری آن و کاربرد آن را نیز توضیح دهیم.
اعتقاد داریم این شیوه باعث میشود تکههای اطلاعات بهتر در جای خود قرار گیرند و در ذهن بمانند و در آینده نیز، تکههای بعدی اطلاعات به درستی بر روی آن سوار شوند.
همچنین، در دنیای امروزی که دسترسی به اطلاعات، روز به روز سادهتر میشود و این دست طبقهبندیها در کمتر از چند ثانیه و بدون نیاز به بخاطرسپاری در اختیارمان قرار دارد، این سبک یادگیری به ما کمک میکند تا از این اطلاعات در دسترس، بتوانیم مؤثرتر استفاده بکنیم.
پس از این مقدمهی نسبتاً طولانی، به سراغ موضوع پست میرویم: طبقهبندی اتیولوژیک درد.
در این طبقهبندی، معیار تقسیم بندی ما علت و سببشناسی ایجاد دردهای مختلف است.
البته منظورمان هر نوع دردی نیست. کم پیش نمیآید که در هنر و نوشتههای اجتماعی و سیاسی، نرسیدن به یک خواستهی عمیق را، دردناک توصیف میکنیم و حتی میبینیم که دردش را شاعران و نویسندگان، دردناکتر از دردهای جسمی میدانند.
البته که ما در اینجا نمیخواهیم از آن جنس درد فردی و اجتماعی بگوییم – هر چند مهم هستند. از دردی که حافظ آن را میگوید و درمانش را از نگاه خودش بیان میکند: «دهانِ یار که درمانِ دردِ حافظ داشت»، نمیگوییم.
اجازه بدهید از دردی بگوییم که باعث شده شاعران و نویسندگان و باقی متفکران، از این کلمه در نوشتههایشان استفاده کنند و فقدان آن خواسته را، همانند این درد جسمی، دردناک بدانند.
این جنس درد را میتوان به روشهای مختلف، طبقهبندی کرد. مثلاً از نظر محل درد، از نظر زمان، از نظر علت و این درس، به طبقهبندی درد از نظر شیوه ایجاد و اتیولوژی میپردازد.
شما به این محتوا دسترسی ندارید
برای مطالعه ادامه این مطلب نیازمند اشتراک ویژه مدرسه پزشکی هستید. خرید اشتراک از طریق صفحه شخصی امکانپذیر است.
ترتیبی که مدرسه پزشکی برای مطالعهی مجموعه درس «درد» پیشنهاد میدهد، به صورت زیر است:
برای امتیاز دهی به این مطلب، لطفا وارد شوید: برای ورود کلیک کنید