از اورژانس زنگ زده‌اند که بیمار با کد سما – سکته مغزی اورژانسی – (کد ۷۲۴) آمده است. سریع به آن‌جا می‌روید. از دور که هوشیار به نظر می‌رسد و انگار وضع مناسبی دارد. 

سلام. من …

هنوز جمله شما تمام نشده که بیمار می‌گوید:

اِ. ‎آره، خوبه، ولی اون شیشه‌ها دارن می‌رقصن توی آفتاب، می‌دونین.

تشخیص را تا همین الان هم حدس زده‌اید.

می‌پرسید: اسم شما چیست؟

می‌گوید: خب، اونجا که پرنده‌ها می‌چرخن، همینه دیگه.

ادامه می‌دهید: می‌‎دونید الان کجا هستید؟

‎ادامه می‌دهد: آره، توی اونجا که دیوارهاش سبزه و آب داره می‌چرخه.

گوش او درست کار می‌کند. امواج صوتی از گوش خارجی وارد گوش میانی شده، تقویت می‌شوند و به گوش داخلی می‌رسند. عصب شماره هشت هم آن‌ها را منتقل می‌کند. اما او شما را نمی‌شنود. چرا که شاخه‌ای از middle cerebral artery او مسدود شده و ناحیه ورنیکه‌اش آسیب دیده است.

گوشش که اندامی برای شنیدن است، کار می‌کند. اما آن‌چه که بین دو گوش قرار دارد و مسئول گوش دادن است، نه. هر چند لازم نیست برای گوش ندادن، حتماً شاخه‌ای از MCA بگیرد. احتمالاً زمان زیادی از آخرین باری که صرفاً کمی سر تکان داد‌ه و منتظر بوده‌اید که زودتر از یک مکالمه خلاص شوید، نمی‌گذرد.

و حالا یک لحظه تأمل کنید. فکر می‌کنید بیمارها چقدر این حس را در مکالمه با پزشک دارند؟ این حس که صرفاً حرف می‌زنند و پزشک گوش نمی‌دهد. آن‌قدر این مسئله مهم است که از نگاه آن‌ها، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های رابطه‌ی پزشک و بیمار، این است که به او گوش داده شود. 

احتمالاً اکنون چنین حسی دارید که این حرف بدیهی است. خب، معلوم است باید گوش بدهیم. شاید هم بگویید که در کلاس‌های مهارت‌های ارتباطی دانشگاه از تفاوت شنیدن (hear) و گوش دادن (listening) برایمان گفته‌اند. حق دارید.

از آن مطالبی است که زخمی شده و هر کسی در هر مقطعی از پزشکی، تکه‌هایی از آن را می‌داند. اما یک ستون اصلی مهارت‌های ارتباط بالینی پایه، بدون گفتن از گوش دادن فعال از دست می‌رود. پس کمی حوصله کنید و این قسمت را هم بخوانید. 

همان‌طور که لوید در کتاب ارتباط بالینی می‌گوید:

گوش دادن، صرفاً دریافت اطلاعات از محیط خارج به شکل یک محرک حسی نیست؛ بلکه مهم‌تر از آن، شامل «هماهنگ شدن» (in tune) با گوینده و پاسخ‌های مناسب دادن نیز است. این به معنای توجه به نشانه‌هایی است که حاکی از این هستند که یک فرد قصد دارد چه چیزی را منتقل کند: خواه تبادل اطلاعات باشد، ابراز یک احساس یا بیان یک نگرانی.

به تمرکز عامدانه و آگاهانه بر شخص مقابل در یک مکالمه، گوش دادن فعال (active listening) گفته می‌شود.

به نظرتان موانع گوش دادن فعال و مؤثر چیست؟

چند مانع شایع و مهم در ارتباط پزشک و بیمار شامل موارد زیر است. البته که این موارد منحصر به رابطه پزشک و بیمار نیست؛ اما در این شرایط، موانع مهمی هستند:

  • ارائه اطلاعات بیش از حد به طور همزمان
  • مشغولیت ذهنی به چیزی دیگر (مانند تلاش برای یادآوری سؤالات خاص،‌ پاسخ مناسب به حرف او، کاری خارج از این مکالمه)
  • عدم تطابق اطلاعات با آنچه که شما انتظار دارید
  • نگرانی در مورد ناراحت کردن فرد دیگر (مثلاً با قطع کردن جریان صحبت‌های او)

این موارد توضیح نیاز دارند. اما ابتدا دو بیمار زیر را با هم مقایسه بکنید:

بیمار ۱: خانم صابری برای دیدن پزشک خانواده خود آمده است. وقتی وارد اتاق می‌شود، لبخند نمی‌زند. او خسته به نظر می‌رسد و حالتی غیرعادی دارد. وقتی از او دلیل مراجعه پرسیده می‌شود، به طور مختصر جواب می‌دهد که می‌خواهد قرص‌های فشارش تجدید شود. پزشک می‌شنود ولی گوش نمی‌دهد. مشکلاتی با سیستم کامپیوتری مطب وجود داشته و او در انجام کارهایش عقب افتاده است. هنگامی که بیمار وارد می‌شود، او در حال بستن یک صفحه روی لپ‌تاپ است. هنوز به صفحه نمایش نگاه می‌کند و پاسخ می‌دهد: «بله، قرص‌های فشار خون». کد ملی بیمار را وارد می‌کند که سابقه دارویی بیمار را باز بکند. 

بیمار ۲: آقای مصباح به کلینیک سرپایی مراجعه کرده است، زیرا درد معده‌ای شدید دارد. پزشک از او می‌پرسد که آیا علائم دیگری هم دارد. آقای مصباح کمی تردید می‌کند و می‌گوید: «نه، واقعاً نه». مطمئن نمی‌گوید. پزشک تصمیم می‌گیرد سوال قبلی را گسترش دهد تا او را تشویق کند که بیشتر توضیح دهد: «یا چیز دیگری که متوجه شده‌اید…؟»

تمرین و تجربه شما

دو مثال را بخوانید. از تجربه‌های خودتان یک مورد را که در چنین موقعیتی قرار داشته‌اید، تعریف بکنید. چه شد و به چه نشانه‌ای توجه کردید که مجدداً سؤال پرسیدید؟

حل این تمرین برای دسترسی به درس بعدی که نکاتی برای گوش دادن بهتر به بیمار است، ضروری است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

برای نوشتن دیدگاه باید وارد شوید.