یکی از مهمترین قسمتهای تفسیر اقدامات رایج بالینی، دانستن و یافتن آرتیفکت و خطاهاست. سادهاندیشی است که فکر کنیم این پدیده برای آزمایشهای خاص و نادر است. اتفاقاً این پدیده در اقدامات رایج به وفور دیده میشود. مثلاً پالس اکسیمتری خطاهای مخصوص خود را دارد که قبلاً مفصلاً از آن نوشتهایم.
Artefact /artifact
Something that is seen in a scientific experiment or study that does not exist naturally, but has been caused by the way the experiment or study is done.
Cambridge Dictionary
آرتیفکت (معادل مصوب فرهنگستان: آلایه)
چیزی که در یک آزمایش یا مطالعهٔ علمی دیده شده و به طور طبیعی وجود ندارد و بر اثر روش انجام آن آزمایش یا مطالعه ایجاد شده است.
نوار قلب نیز که یکی از رایجترین ابزارهای ماست، پر از خطاست و اگر آنها را نشناسیم، آسیب جدی ممکن است وارد کنیم یا اقداماتی انجام دهیم که ضرورتی ندارند و هزینهٔ مالی اضافی وارد بشود.
مثلاً پیش آمده که مریض را برای یک آرتیفکت با تشخیص تاکیکاردی بطنی، تحت دفیبریلاسیون با دستگاه شوک قرار دادهاند یا اینکه امواج حاصل از تکان خوردن پارکینسون را فیبریلاسیون دهلیزی تلقی کردهاند.
حالا به سراغ یک خطای مهم دیگر برویم که به نظر میرسد به خاطر تشخیص ندادن، کم گزارش میشود؛ نه اینکه واقعاً ناشایع باشد.
به نوار زیر – از سایت Dr Smith’s ECG Blog – که برای یک خانم ۸۰ ساله با سابقه بیماری عروق کرونر است، نگاه کنید:

فارغ از خواندن کلاسیک نوار، در نگاه اول به نظر میرسد که با الگوی بال کوسه (shark fin) در لیدهای یک و aVL مواجه هستیم. یک الگوی بسیار خطرناک که نشاندهندهٔ درگیری شدید میوکارد و انسداد عروق کرونر است.
ممکن است همین الان بخواهید آسپرین و استاتین را لود بکنید و با پزشک آنکال قلب هماهنگ بشوید.
اما صبر کنید. چطور است که لید سه درگیر است و لید دو درگیر نیست؟ وقتی به لید یک، دو و سه نگاه میکنیم، دو لید درگیر بوده و یکی درگیر نشده است.
وقتی در دو لید از سه لید اندامی اصلی (دو قطبی)، قطعه ST و موج T تغییرات عجیبی دارند و یک لید از سه لید درگیر نشده است، حتماً باید به آرتیفکت ضربهٔ نبض شریانی (arterial pulse-tapping artifact) فکر کنیم.
در بیمار فوق، الکترود روی دست چپ به گونهای روی نبض رادیال دست قرار گرفته که با هر ضربهٔ نبض به الکترود، یک آرتیفکت در نوار قلب ثبت میشود.
از آنجایی که لید یک، بین دست راست و دست چپ است، در لید یک این درگیری را میبینیم. همچنین لید سه نیز بین دست چپ و پای چپ است، آنجا نیز از این آرتیفکت دیده میشود.
اما لید دو، بین دست راست و پای چپ است و با الکترود دست چپ کاری ندارد؛ در نتیجه، لید دو در این آرتیفکت دخیل نیست.
این یک روش پیدا کردن الکترود درگیر است. حقیقتاً در بالین صرف یافتن پدیده و جابهجا کردن الکترود کافی است.
اما از آنجایی که کاردیوفیل بودن و بیشتر فهمیدن نیز خودش – حداقل برای عدهای – لذت دارد، با کمک توضیح فوق میتوان الکترود متهم را پیدا کرد.
یک روش دیگر نیز، نگاه کردن به لیدهای augmented است و به کمک آنها نیز میتوان الکترود درگیر را پیدا کرد.
لید تقویتشده با بیشترین شدت آرتیفکت، الکترود مسئول آرتیفکت را نشانمان میدهد.
یک نمونهٔ دیگر از آرتیفکت ضربهٔ نبض شریانی را نیز میتوانیم در نوار زیر ببینیم:

برای امتیاز دهی به این مطلب، لطفا وارد شوید: برای ورود کلیک کنید




