بخشی از یادگیری بهتر و عمیق، شناختن و یادگیری واژگان تخصصی (terminology) مربوط به آن موضوع است. این کلمات تخصصی (ترم) به ما کمک میکنند به فهم یکسانی از مفاهیم برسیم و دقیقتر در مورد آن مفاهیم صحبت کرده و فکر کنیم.
با استفاده از این کلمات تخصصی بهتر میتوانیم در فضای وب و کتب علمی جستجو کرده و احتمال رسیدن به پاسخ مد نظرمان افزایش مییابد.
به همین دلیل ما در این نوشته به سراغ مفاهیم و واژگانی آمدهایم که در حوزهٔ درد پرتکرار و کلیدی هستند.
از طرفی با بررسی این واژهها قاعدتاً پرسشهایی برای ما شکل میگیرد؛ برای مثال اینکه علت پدیده ذکر شده چیست؟ یا این پدیده را با کدام دارو میتوان درمان کرد؟
از این رو به همراه برخی از آنها، مفهوم و پاتوفیزیولوژی این پدیده را نیز توضیح میدهیم تا در قسمتهای بعدی بیشتر از عوامل مؤثر بر آنها صحبت کنیم.
درد آسیب بافتی یا درد فیزیکی یا درد نوسیسپتیو
فرایند nociception یا ایجاد «درد آسیب بافتی» یعنی فعال شدن گیرندههای محیطی اختصاصی برای درد (nociceptors) به وسیله یک محرک با توانایی آسیب به بافت.
این محرک میتواند محرک مکانیکی (رشد تومور، برش، فشار و …)، حرارتی و شیمیایی (ایسکمی، اسمولالیته، عفونت و …) باشد.
آنالژزی
آنالژزی (analgesia) واژهای است که از ترکیب پیشوند an به معنی «عدم و نبود» و algesia به معنی «حساسیت به درد» به وجود میآید.
در نتیجه آنالژزی به معنی عدم وجود درد در پاسخ به محرکیست که در حالت عادی دردناک است. مثلاً اگر قرار باشد دندانپزشک روی یک دندان کار کند، دردناک است و او سعی میکند با تزریق لیدوکائین آنالژزی ایجاد کند. هر چند در این هنگام حسهای دیگر نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد که در ادامه توضیح میدهیم.
آنالژزی میتواند به صورت محیطی (peripherally) و یا مرکزی (centrally) ایجاد شود.
آناستزی و هایپوستزی
آنستزی (یا آنستزیا – Anesthesia) هم مانند آنالژزی واژهای دو بخشی است که از پیشوند an و esthesia به وجود آمده است. esthesia که به معنی توانایی حس کردن است.
در نتیجه آنستزی به معنی از بین رفتن حواس متعدد (و نه فقط درد) در کل یا قسمتی از بدن است.
متخصص بیهوشی را anesthesiologist مینامند؛ زیرا کسی است که در ایجاد آنستزی تخصص دارد. او در هنگام اعمال جراحی برای فرد آنستزی عمومی (general anesthesia) یا موضعی ایجاد میکند.
در هایپوستزی، این توانایی حس کردن به شکل کامل از بین نمیرود و صرفاً از شدت آن کاسته میشود.
پارستزی و دیس استزی
در پارستزی، پیشوند par(a) به معنی غیرعادی (abnormal) است؛ درنتیجه پارستزی به معنی حس کردن غیرعادی و نامعمول است.
پارستزی میتواند خود به خود اتفاق بیافتد و یا توسط عاملی تحریک شود. معمولترین مثال پارستزی، خواب رفتن اندامهای ماست.
برای مثال وقتی دست ما زیر بدنمان قرار میگیرد، پس از مدتی به علت وارد شدن فشار به عصب دست، احساس گز گز و سوزن سوزن شدن در دست داریم که این احساس مثالی از پارستزی است.
برای سالها اختلاف نظرهایی در مورد اینکه پاستزی دردناک است یا نه، وجود داشت. در نهایت انجمن جهانی مطالعه روی درد، اعلام کرد این حس غیر عادی اگر دردناک و ناخوشایندی داشته باشد، دیساستزی نام میگیرد و اگر ناخوشایند نباشد، پارستزی است (در این لینک به لغت پارستزی نگاه کنید).
هاپیرپاتی
پسوند pathy از درد و رنج میآید (برای درک بهتر به لغت pathology فکر کنید). در همین راستا هایپرپاتی (hyperpathia) به معنی احساس شدید و غیرعادی درد در پاسخ به یک محرک تکرار شونده است. این محرک اغلب در دفعه اول دردناک نیست و یا کمتر دردناک است.
به هایپرپتی، دیستزیا تجمعی نیز گفته میشود.
به عنوان مثال یک ضربه به یک ناحیه خاص بازو ممکن است دردناک نباشد. حالا آن ضربه اگر بارها و بارها و تکرار شود، همان ناحیه حساس خواهد شد و محرک در تکرار دردناک میشود.
نورالژی
همانطور که پیشتر گفتیم algia به معنی درد و حساسیت به درد است. نورالژی (neuralgia) به معنی دردی ست که در مسیر یک عصب پخش میشود.
این درد احساسی مشابه برقگرفتگی در فرد ایجاد میکند. معروفترین مثالی که از این نوع درد میشناسیم درد عصب سیاتیک است.
هایپرالژزی و آلودینیا
این دو واژه و تفاوت بین آنها از مفاهیم مهم در حوزه درد است.
ابتدا به سراغ allodynia میرویم. آلودینیا به معنی احساس درد به علت محرکی است که در حالت عادی دردناک نیست.
از نظر واژهشناسی allodynia از دو بخش allo به معنی دیگر (other) و adonia به معنی درد، ایجاد شده است.
یعنی درد به شکل دیگری ایجاد میشود و با محرک معمول نیست.
از طرفی هایپرآلژزی یا پردردی به معنی افزایش حساسیت به محرک دردناک است. در هایپرآلژزی دردِ یک محرک دردناک بیشتر از آن چه که واقعاً هست احساس میشود.
برای درک بهتر تفاوت این دو مفهوم به نمودار زیر توجه کنید.

مثال ملموس برای آلودینیا و هایپرآلژزی آفتاب سوختگی است. در آفتاب سوختگی، محرکی که قبلاً دردناک نبوده (مانند لمس ساده پوست) دردناک میشود. همچنین محرکی که پیش از این درد کمی ایجاد میکرده (برای مثال تماس آب کمی داغ با پوست) به محرکی بسیار دردناک تبدیل میشود.
ممکن است برای ما این پرسش ایجاد شود که علت پدیدههای فوق (آلودینیا و هایپرآلژزی) چیست؟ درک این سوال مربوط به پدیده حساسشدگی (sensitization) است.
حساسشدگی
پیشتر گفتیم در زمانهایی مثل آفتاب سوختگی، ممکن است محرک غیر دردناک برای ما دردآور باشد (آلودینیا) و یا مواردی که قبلاً درد کمی ایجاد میکردند، اکنون درد شدید و حتی غیرقابل تحمل ایجاد کنند (هایپرآلژزی).
به عبارتی در این موارد آستانه (threshold) حساسیت گیرندههای درد پایین آمده است. چرا؟
زمانی که محرکی شدید بوده یا مکرراً به بافت وارد شود، واسطههای التهابی (مثل پروستاگلاندینها، لکوترینها، برادیکینین و …) در بافت زیاد شده و درنتیجه حساسیت بافت به درد تغییر میکند و بیشتر میشود.
از دیدگاه تکاملی اینگونه میتوان این پدیده را توضیح داد که زمانی که آسیب بافتی ایجاد میشود، بدن حساسیت آن بافت و منطقه را به محرکها افزایش میدهد تا موجود بیشتر مراقب بافت مربوطه باشد (و آن را از آسیب دور نگه دارد) تا بدن بتواند زودتر بافت مربوطه را ترمیم کند.
این حساسشدگی میتواند محیطی یا مرکزی باشد:
- محیطی: در این نوع، حساسسازی بافت در محل آسیب دیده اتفاق میافتد. تحریک پذیری گیرندههای درد بیشتر شده و آستانه فعالسازی آنها کاهش مییابد.
- مرکزی: در این نوع فعالیت نورون در شاخ پشتی نخاع (dorsal horn) افزایش مییابد.
همچنین sensitization میتواند برای ارگانهای سطحی یا عمقی باشد. برای موارد سطحی پیشتر به آفتاب سوختگی اشاره کردیم.
نقش sensitization در ایجاد درد و تندرنس در ارگانهای عمقی بسیار مهم است.
عضوهای عمقی ما (مانند روده) به طور معمول به انبساط (distention) حساس هستند، ولی به محرکهای مکانیکی و دمایی پاسخ دردناک نمیدهند.
زمانی که این اعضا توسط بیماریهایی که پاسخ التهابی ایجاد میکنند مورد آسیب قرار میگیرند، حساستر شده و در پاسخ به محرکها (مانند محرکهای مکانیکی)، در آنها درد ایجاد میشود.
از این جهت متخصصان به این گیرندههای درد در روده silent nociceptor یا گیرنده نوسیسپتور خاموش میگویند.
این نمود حساس شدگی را میتوانیم در لوله گوارش و مفصلها، در بیماریهای متعددی مشاهده کنیم و عواملی مثل pH پایین، پروستاگلاندینها، لکوترینها و سایر عوامل التهابی میتوانند منجر به این حساسیت شوند.
نکته جالب دیگر این است که این ارتباط دو طرفه است؛ یعنی زمانی که گیرندههای درد تحریک شوند، خود نیز منجر به ترشح عوامل التهابی (مانند substance P ،CGRP ،cholecytokinin و …) خواهند شد.
این عوامل باعث تشدید التهاب میشوند که این تشدید التهاب مجدد ترشح عوامل التهابی را زیاد کرده و یک چرخه شکل میگیرد که نتیجهٔ آن بیشتر حساس شدن بافت به درد است.
تمرین درس:
برای هر کدام از واژههای فوق، یک مثال بنویسید که در درس طرح نشده باشد.
ترتیبی که مدرسه پزشکی برای مطالعهی مجموعه درس «درد» پیشنهاد میدهد، به صورت زیر است:
برای امتیاز دهی به این مطلب، لطفا وارد شوید: برای ورود کلیک کنید




