در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت؟
سیاوش کسرایی
چون با هزار رشته تو با جان خاکیان
پیوند میکنی
پروا مکن ز رعد
پروا مکن ز برق که بر جایی ای درخت
سر بر کش ای رمیده که همچون امید ما
با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت!
بعضی پدیدهها، داستان و تاریخچه عجیبی دارند. انگار از همان ابتدا برای افسانه بودن بهوجود آمدهاند.
تصور کنید ۱۵۰ هزار سال پیش میزیستهاید و اولین ابزارها را با چوب درختی ساختهاید. یک درخت عجیب. نمیدانیم چه چیزش چشمتان را گرفت. اما احتمالاً حتی فکرش را هم نمیکردید این درخت چطور درختیست و چند سال را قبل از شما و بعد از شما خواهد گذراند. تصوری هم از یاریهایی که این درخت به اجداد بسیار دورتان خواهد کرد، ندارید.
البته تصور آسانی نیست؛ عمدهٔ آنچه ما از افراد گذشته میشناسیم، نهایتاً به ده تا پانزده هزار سال پیش برمیگردد.
بعدها اما به این درخت عجیب بیشتر دقت کردیم. شاید روزی پدر یکی از گذشتگان ما از درختی حرف زده که پدر بزرگش نیز آن را دیده و پدربزرگش هم وجود این درخت را به نسلهای خیلی قبلتر منسوب کرده است.
اولین فکری که به ذهن آنها رسیده احتمالاً این است که این درخت افسانهای جاودانه است – البته که با مقیاس عمر یک انسان پر بیراه هم نیست.

بعدها از پوستش برای ساخت زهر نیز استفاده میشد.
سرخدار عمرش حتی به ۵ هزار سال نیز میرسد. یعنی آن درخت که در زمان اختراع خط توسط سومریها جوانه زده بود، ممکن است حتی امروز نیز زنده باشد و شاهد تمام اتفاقاتی باشد که تا به حال انسان مکتوب کرده است.
اگر میتوانست حرف بزند احتمالاً از ساخت اهرام تا ساخت آسمانخراش ها را میتوانست تعریف کند.
شاهدی است بر تمام رنجهای بشری در این مدت [و البته درمانی برای رنجی بزرگ].
و بیانصافی است که نگوییم تحمل خودش نیز برای سختیهای دنیا کم نیست. تقریباً در تمام اقلیمها توانایی زنده ماندن دارد و بیشتر به صورت تک درختِ تنها، یا اجتماع کوچکی از چند درخت دیده میشود.

تاکسول | زهری رام شده
حالا ۱۵۰ هزار سال از آن اتفاقات گذشته. سال ۱۹۷۱ است. تقریباً نیمهٔ دو دههای که صد و پانزده هزار مادهٔ استخراجشده از پانزده هزار گیاه را آزمایش کردند تا ببینند کدامشان این سلولهای طغیانگر سرطانی را میکشد؟
در این میان، دو محقق به نامهای مونرو وال و مانسوک وانی، دوباره از همان درخت کمک میخواهند. اینبار برای درمان رنجی به اسم سرطان.

قسمتهای مختلفی از درخت امتحان شد. در نهایت مشخص شد مادهای که از پوست درخت به دست میآید، باعث مرگ سلول میشود (سایتوتوکسیک است).
اما میزان این مادهٔ یافتشده در پوست درخت – که به قول سیدارتا موکرجی ساختار مولکولیاش شبیه یک حشرهٔ بالدار است – بسیار کم بود.

حدود صد سرخدار نیاز بود که بتوان یک گرم تاکسول بتوان داشت.
نتایج تحقیقات اولیه در مورد اثربخشی هم چندان رضایت بخش نبود. به همین خاطر استقبال زیادی از دارو نشد.
اما وقتی تحقیقات سالهای میانهٔ دهه ۷۰ میلادی نشان داد که این ماده در تودههای سرطانی متعددی عملکرد قابل توجه دارد، تحقیقات جدید آغاز گشت.

برای تحقیق و درمان، نیاز به تاکسول بود. پوست درختان را میکندند تا تاکسول بسازند و این کار درخت را میکشت.
کشتن درخت برای کشتن سرطان.
به دنبال روشی بهتر گشتند.
در مراحل اولیه توانستند از پیشماده تاکسول که در برگ درختان بود استفاده کنند و این کار بهرهوری استخراج را چندین برابر میکرد. جهت بزرگی این تغییر حساب کنید بهرهوری استخراج تاکسول از پوست درخت سرخدار تنها ۰/۰۰۷ درصد است که با سنتز از پیشماده به حدود ۰/۱ درصد رسید.
مسیر ادامه یافت. سنتز کامل تاکسول در آزمایشگاه درحال حاضر ممکن است ولی به دلیل هزینههای زیاد آن، بیشتر زنجیره تأمین از سنتز نیمهکامل و روشهای تولید بافت گیاهی به دست میآید.
البته ممکن است هر لحظه نقطه عطف دیگری نیز در این مسیر – که هنوز تمام نشده – رخ دهد.
تاکسان | روش اثر و اثر جانبی
دستهٔ تاکسان (taxane) شامل سه داروی مهم پکلیتاکسل، دوستاکسل و کابازیتاکسل است. تاکسانها روی میکروتوبولها اثر گذاشته و عملکرد آن را مختل کرده و در نتیجه چرخهٔ سلولی کامل نمیشود.
به خاطر حلالیت بسیار کمشان در آب، به یک مادهٔ ثانویه برای حل شدن نیاز دارند که این ماده در تاکسول (پاکلیتاکسل) میتواند واکنشهای حساسیتی بسیار جدی ایجاد بکند.
اما چه میشود کرد؟ خطری کوچک است نسبت به خطری بزرگتر که در صورت عدم استفاده از دارو، بزرگتر از پیش نیز خواهد شد.
برای امتیاز دهی به این مطلب، لطفا وارد شوید: برای ورود کلیک کنید




یکی از کتابهایی که آرزوی خواندنش را دارم، کتاب The Gene: An Intimate History از سیدارتا موکرجی است.
پی بردن به جزئیات تاریخی یک کشف علمی راهی است برای حرکت کردن به سمت یادگیری کریستالی که در متمم آموختهام. مسیر یادگیری فراتر از تمرکز کردن روی کلمات تکستبوکهاست. ممنونم از مدرسه پزشکی که ما را به بهانههای مختلف با تاریخ علم و مسیر عجیبی که خیلی از کشفهای تاریخی طی کرده آشنا میکند.
پی بردن به سختیهای کشف یک مسیر در طول تاریخ مرا به فکر فرو میبرد. باید قدر دانست و با سطحینگری رد نشد. حتی یک ویرگول را در یک متن تاریخی علمی نباید دستکم گرفت.
تاکسول هم احتمالا از نام علمی سرخدار که Taxus baccata است گرفته شده