گزارش صبحگاهی (morning report) از سنت‌های قدیمی در آموزش پزشکی بوده و در طی آن، اطلاعات یک بیمار که به بیمارستان مراجعه کرده توسط فراگیران ارائه شده و توسط اعضای هیئت علمی به بحث گذاشته شود.

از سال ۲۰۲۲، مجلهٔ پزشکی نیوانگلند (New England Journal of Medicine) قسمت جدید به اسم Morning Report را اضافه کرد که در آن ماهانه یک کیس قرار می‌گیرد.

سطح این کیس‌ها و نوع آموزش آن‌ها با قسمت معروف Case Records که از بیماران بیمارستان جنرال ماساچوست بوده، کاملاً متفاوت است و مخاطب این قسمت نیز، فراگیران هستند.

همان‌طور که در ویدیوی یک ساعتهٔ بهبود استدلال بالینی با مجلهٔ پزشکی نیو انگلند توضیح داده شد، این کیس‌ها می‌توانند منبع آموزشی بسیار ارزشمندی باشند.

به همین خاطر در یک برنامهٔ حدوداً شش ماهه، قرار است کیس‌های باقی‌مانده را در کنار کیس‌هایی که از این تاریخ به شکل ماهانه در قسمت Morning Report قرار می‌گیرند، بخوانیم و مرور کنیم.

یعنی از اوایل مرداد ۱۴۰۵ تا حداکثر پایان سال جاری خورشیدی – اگر که اتفاق خاصی پیش نیاید و اوضاع کمابیش پایدار باشد – این قسمت از نیوانگلند تمام خواهد شد.

کیس‌ها روزهای شنبه و سه‌شنبه – در صورتی که تعطیل رسمی نباشند – در سایت قرار خواهد گرفت، تعدادی سؤال مطرح می‌شود و برای هر کیس ممکن است کمی یادداشت صوتی (voice note) و توضیحات دیگر گذاشته شود و در نهایت سعی می‌کنیم آن را تا جای ممکن تعاملی نگه داریم.

فایل کامل کیس‌ها را می‌توانید از بخش زیر دریافت کنید.

کیس‌ها را به ترتیب انتشار لزوماً مطرح نمی‌کنیم و سعی می‌کنیم به شکلی پیش برویم که تنوع نیز حفظ شود و همهٔ کیس‌های با یک موضوع، پشت هم نباشند.

این کیس‌ها به شکل رایگان در NEJM قرار دارند (در این آدرس). در مدرسه پزشکی می‌خواهیم روند خواندنشان را تسهیل کرده و کمک کنیم فرایند خواندنشان فعالانه باشد – فرایندی که به استدلال بالینی کمک می‌کند؛ نه این‌که غیرفعال و تنبلانه آن‌ها را بخوانیم.

این سری از بیماران برای چه کسی مناسب است؟

گروه هدف اصلی این سری، فراگیران بالینی (کارآموزها و کارورزها و دستیاران) هستند.

دانشجویان فیزیوپاتولوژی وابسته به درس‌هایی که تاکنون خوانده‌اند می‌توانند از این کیس‌ها استفاده کنند.

دانشجویان علوم پایه به جستجو و تأمل بیشتر برای فهمیدن جزئیات نیاز دارند؛ اما خوب است که بررسی کنند و هر از گاهی با این کیس‌ها آشنا شوند تا بدانند که روند فکر کردن در بالین – فکر کردن درست – چطور خواهد بود.

تمرین ورودی

حل این تمرین برای دسترسی به کیس‌ها به همراه یادداشت‌های صوتی و توضیحات تکمیلی ضروری است.

شما فکر می‌کنید در کدام قسمت از فرایند دیدن بیمار تا تشخیص صحیح مشکل دارید که به تشخیص نمی‌رسید یا – اگر هنوز به دوران بالینی نرسیده‌اید – نخواهید رسید؟

مثلاً مشکل در نقص دانش است؟ مشکل در شرح حال گرفتن است؟ در معاینه است؟ در رسیدن به تشخیص با وجود اطلاعات کامل است و …


لیست کیس‌هایی که تاکنون در سایت بررسی شده‌اند:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

برای نوشتن دیدگاه باید وارد شوید.

54 کامنت در نوشته «برنامهٔ شش‌ماههٔ خواندن گزارش‌های صبحگاهی مجلهٔ پزشکی نیو انگلند + فایل دانلود»

  1. فکر می‌کنم مشکل اصلی من دانش ناقص است. اگر دانش ناکافی باشد تشخیص های افتراقی کمتری به ذهن متبادر می‌شود. وقتی تشخیصی از دید پنهان بماند طبیعتا شرح حالِ مرتبط گرفته نمی‌شود و معاینه فیزیکی لازم انجام نخواهد شد؛ نتیجه‌ی این فرایند تهیه کردن یک Problem List ناقص و گذاشتن تشخیص نهایی براساس آن می‌باشد.
    مشکل دیگر من شاید اجبار در یادگیری دانش غیرکاربردی باشد. دانشی که بیمار و بیماری را به سوالات تستی تقلیل می‌دهد و فرایند دیدن بیمار را به یک امر ساب کورتیکال تبدیل می‌کند. [چیزی که سیستم آموزشی از دانشجویان می‌خواهد و خواسته یا ناخواسته باید به آن تن داد.]

  2. با سلام و وقت بخیر
    من از بیمارم اطلاعات رو نزدیک به ۸۰ درصدش رو میگیرم منتهی مشکلم اینجاست که در انتها من می‌مانم و انبوهی از اطلاعات که به هر بیماری یک قسمتش رو مرتبطش میکنم و به تشخیص نهایی نمیرسم

  3. سلام و احترام
    من سوالات زیادی دارم حین شرح حال گرفتن اما، جهت گیری به سمت تشخیص درست ندارم… بنا بر این احتمال می دهم از کمـبودن دانش باشد.

  4. مشکل اصلی من در معاینه و اینکه چطوری با اطلاعاتی که از شرح حال و معاینه بدست میارم چند تا تشخیص افتراقی بزارم

  5. سلام وقت بخیر،
    نداشتن دانش برای هدایت کردن شرح حال و معاینه برای رسیدن به تشخیص‌های افتراقی و چارچوب بندی مشکلات بیمار بنظرم مشکل اصلی در رسیدن به تشخیص است.

  6. با درود و خسته نباشيد
    تقريبا در همه بخش ها احساس ضعف دارم اما احساس ميكنم بزرگترين مشكل اونجاست كه نميتونم سوالات دقيق مربوط به CC بيمار بپرسم و باز ريشه اين رو در اون ميدونم كه احتمالا تعداد تشخيص افتراقي هايي كه به ذهنم ميرسه كمه يا شايد اصلا تشخيص افتراقي اي به ذهنم نميرسه و سوالات پراكنده ميپرسم، علت اين رو هم در دانش ناكافى ميدونم يا ضعف مهارت شرح حال گيري و يه مشكلي خم دارم و اونم اينه كه خيلي وقتا بعد از گرفتن شرح حال يه سوال از ROS به ذهنم ميرسه يا يه معاينه اي يادم ميره انجام بدم

    1. سلام و وقت بخیر
      به نظرم مشکل توی نوع آموزش و یادگیری هستش ، نمیتونم سواد کورس های مختلف رو باهم ترکیب کنم و به نتیجه برسم و همین باعث سردرگمیم میشه..صرفا یه سری علائم و وئژگی ها برای هر بیماری حفظ کردیم و وقتی چندتا علت متفاوت داره نمیتونم کنار هم بزارمشون

  7. سلام ممنون از وقتی که میذارین
    من بنظرم مشکل از گرفتن اطلاعات مناسب از بیمار هست حالا چه تو شرح حال چه تو معاینه
    یعنی علم یا تجربه من در اون حد نیست که این موضوع برام مهم باشه و بپرسم از فردی
    مثلا یه خانم مسن با علائم کوشینگ وقتی آزمایش ها و تصویربرداری ها به ضرر کوشینگ هست من باید بپرسم مادر جان شما به خاطر درد چیزی مصرف نمیکنین؟
    که اگر کورتون مصرف میکنن من به سمت تشخیص دیگری بروم من اینجای کار بنظرم نقش مهمی داره در به تشخیص نرسیدن من
    بازم ممنون

  8. قسمت چالش برانگیز برای من کنار هم قرار دادن sign and symptoms برای رسیدن به لیست تشخیص افتراقی است. فکر میکنم بخشی از ان به علت نقض دانش و بخش دیگر به علت کم بودن تجربه ( سیستم ۱ ) است.

  9. با توجه به شکایت اصلی دانش کافی برای تهیه لیست تشخیص های احتمالی ندارم که بر اساسش شرح حال و معاینه هدفمند انجام بدم.